به نقل از وبلاگ آقای سلیمی وبلاگ قلم سلیم

به نقل از وبلاگ آقای سلیمی در وبلاگ قلم سلیم  

 حضور محترم همکاران عزیز و ارجمند ، جناب آقایان معظم"  

طباطبایی، عادلی، خادمی، شعبانی، عبادپور، جلالی و امینی.

 سلام علیکم.

 احتراما به عرض می رساند، همانگونه که مستحضر هستید، متاسفانه در برخی از وبلاگها و احیانا سایتهای متعلق به همکاران در حوزه مجازی، حرمت شکنی و توهین نسبت به سایر همکاران در دستور کار قرار گرفته بود و به جای کمک در راستای  ارتقاء حرفه سردفتری، پرده دری و هرزه گویی بی محابا تکرار می شد.

نتیجه و نیاز این گونه شد، تا یکی از مصوبات نشست دوم وبلاگ نویسان (بند 4بیانیه) به این شرح تنظیم گردد:

 در جهت حفظ حرمت ها و تثبیت جایگاه دفاتر و عنوان الهی کاتب بالعدل از مدیران وبلاگها درخواست می شود تا ضمن احترام به آرا و عقاید افراد و احترام به آزادی اندیشه و قلم و بازگذاردن باب انتقادها نسبت به کنترل کامنت هایی که تحت عناوین مجهول و توهین آمیز ارسال می شود اقدام نمایند و از ارسال کامنتهای که موجب تشویش اذهان عمومی و تخریب این جایگاه با ارزش می شود خودداری نمایند ضمنا" در جهت پیشگیری از پاره ای مشکلات قانونی و حفظ حرمت مدیران وبلاگها مدیران محترم وبلاگهای حاضر در جلسه متعهد شدند بخش توضیحات سردر وبلاگ خود (پروفایل ) را تکمیل و توضیح آن برای اطلاع عامه قید شود که این وبلاگ نظرات شخصی نویسنده و همکاران نظر دهنده بوده و استنباط نهایی آن بعهده خواننده می باشد.

 اما متاسفانه بعد از این بیانیه و نشست دوم، خواسته یا ناخواسته، روند ناپسند قبل ادامه یافت و بعضا کار از گذشته بدتر جلوه گر شد.

 آیا مصوبات و بیانیه ها ی مورد توافق، به همین راحتی قابل نقض است؟ آیا هیچ کدام از اعضای حاضر در نشست دوم متوجه این استدلال مهم و آرمانی نشد که حذف فحش و ناسزا، مغایر با آزادی بیان است و بی توجه به این اصل مهم مبادرت به صدور بیانیه نمودند؟ به راستی با کنترل کامنتهایی که شامل توهین و تخریب و ناسزاست، فریاد  آزادی  خواهان در گلو فشرده می شود؟ کنترل کامنت، نه سانسور است و نه مخالف آزادی بیان. اساسا کنترل کامنت در فضای مجازی که برخی با استفاده از نام دیگری و حتی مستعار به حیثیت دیگران توهین می کنند ، مخالف کدام آزادی است؟  اگر منظور از آزادی ، فحاشی و ناسزاو زشت گویی است، همان بهتر که آزادی بیان سلب شود.

 اکنون که قرار است تن به کار تشکیلاتی دهیم و بنا به دلایل عدیده قواعد این کار را پذیرفتیم، اگر با هر دلیل و توجیه و منطقی و تحت لوای هر استدلالی، قرار بر عهد شکنی باشد، تکلیف روشن است و کار تمام. اما اگر همچنان بر عهد خود پایبندیم، چگونه قابل توجیه است که بعضا مطالب وبلاگها به روز شود ، اما کامنتهای زشت و سخیف نمایش داده شده، نادیده گرفته می شود؟

 هنوز مرکب بیانیه نشست دوم خشک نشده است، شاهد عهد شکنی هستیم، آیا تا نشست سوم در یزد، موضوعی برای دریده شدن باقی خواهد ماند؟

  اکنون به عنوان گله از برخی دوستان، به شما شکوه می کنم و تقاضای توجه دارم که البته این تقاضا وشکوه ، نه از سر ناتوانی و زبان بریدگی در مقام مقابله گویی، که از سر پایبندی به عهد و اخلاق حرفه ای است و اگر قرار بر پایان تعهدات اخلاقی باشد، بدون شک فضا، متفاوت از امروز خواهد بود.

 امیدوارم، این موضوع با اعلام موضع صریح شما عزیزان، با بهترین وجه ممکن حل و فصل گردد و این تعهدات شکننده، به اصلی قابل احترام و اتکا تبدیل گردد.

 

با تشکر فراوان

علیرضا سلیمی نایینی
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۱ساعت ۴:۵۸ ب.ظ  توسط فتانه-ع  |